امروز دوشنبه, 08 خرداد 1396


مقاله اي از عليرضا يونسي معاون سياسي امنيتي
کد مطلب : ۹۰۱۸  / گروه : اخبار /  /  بازدید : ۲۲۱۴
اهمیت اخلاق در رابطه با سیاست سیاست در اسلام بر پایه فضایل و مکارم اخلاق و ارزشهای اسلامی و انسانی استوار است. اغلب فیلسوفان جهان اسلام نیز بر پیوند اخلاق و سیاست تأکید داشته اند و عنوان می نمودند که دین اسلام مشتمل بر اصول اخلاقی است که به منظور رشد انسانیت می باشد و روشن است که در اسلام ، اخلاق متکی به خدای یکتا…

مقدمه:                 
شناسایی اخلاق در رابطه با سیاست نقش تعیین کننده و اساسی در ادره ی یک کشور دارد و حتی می توان گفت این رابطه در سرنوشت سیاسی و سعادتمندی بشر نقش تعیین کننده ای دارد.ایجادپیوند مناسب میان اخلاق و سیاست در یک جامعه ی اسلامی در حکم برنامه ی نا نوشته ی موفقیت است.در متون اسلامی تاکید گردیده است که رعایت موازین در اصول اخلاقی از جانب کارگزاران وزمامداران باعث عدل و قسط و رشد و کمال  انسانها می گردد واگر سیاستمداران و حاکمان پایبند اصول واخلاق الهی نباشندچه بسا و ظلم و فساد گسترش یابد وبدین سان زمینه تباهی و سقوط انسانیت درجامعه را فراهم نماید .
رابطه ی اخلاق با سیاست از موضوعات مهمی می باشد  که ذهن بسیاری ازصاحب نظران را به خود مشغول کرده است وبخش مهمی از آثار آنان مر بوط به تبیین چگونگی رابطه ی بین این دو مقوله ی حساس وتعیین کننده در حیات بشری بشمارمی رود.
اخلاق
یعنی خلق و خوی هر فرد که نشات گرفته ازارزشهای حاکم بریک جامعه ازجمله دین ومذهب ، آداب ورسوم وسنت وعرف ومجموعه ای از فرایندهای اجتماعی ومحیط پیرامون آن فرد قلمداد می گردد..اخلاق را می توان به یک صافی تشبیه کردکه خوبی را از بدی جدا می کند و از آن جایی که هر انسانی طالب تحسین در عموم است بر او حکم است که به خوبی عمل نماید وهمواره بسوی فضیلت گام بردارد . « کانت در کتاب متافیزیک اخلاق و نقد خردعلمی انسان را از دیدگاه  های اخلاقی نگریسته و به این نتیجه می رسد که وجدان آدمی که او آنرا خرد می خواند سرچشمه ی اخلاق و قانون اخلاقی است.
اخلاق جمع خلق و به معنای نیروی سرشت باطنی انسان است كه تنها با دیده غیرظاهر قابل درك است. در مقابل خلق به شكل و صورت محسوس و قابل درك با چشم ظاهر گفته می‌شود.
اصطلاح « اخلاق» در متون اخلاقي و استعمالات عرفي به سه معنا به كار مي زود:
1.    غرايز و ملكات و صفات روحي و باطني كه در انسان است اخلاق ناميده مي شود .
2.    اعمال و رفتاري كه از اين خلقيّات ناشي گردد نيز اخلاق و يا رفتار اخلاقي گفته مي شود.
3.    در برخي موارد « اخلاق به رفتار پسنديده يا حالت نفساني خوب اطلاق مي شود كه بنا بر اين استعمال معناي محدود تري به خود مي گيرد.

 

سیاست
یعنی اداره امورجامعه ویاحرکتی که یک فرد چه در اداره ی زندگی فردی ،وچه در اداره ی اجتماعی از مردم، با چاشنی هوش و فهم وآنالیز دقیق موقعیت فعلی به امید بهبود اوضاع، از خود نشان می دهد.  که امروزه جهت پیکان مقوله های سیاست بیشتر به سوی روابط بین الملل،طبقات کشوری ونهاد های کشوری است.   
سیاست در معنای عام، هرگونه راهبرد و روش و مشی برای اداره یا بهکرد هر امری از امور ، چه شخصی چه اجتماعی، «سیاست» گفته می شود.
سیاست در معنای خاص ، هر امری که مربوط به دولت و مدیریت و تعیین شکل و مقاصد و چگونگی فعالیت دولت باشد.
كوشش براي نگهداري يا بدست آوردن قدرت يا كاربست قدرت دولت در جهت هدفها و درخواست هاي گوناگون .سياست به معناي باستاني كلمه ، دخالت در امر عمومي و به معناي جديد ، شهر مدرن صنعتي است كه كنشگرانش به سيستم سازمان دهنده آن مشروعيت مي دهند.
  ارتباط اخلاق و سیاست از منظرمتفکران
بـدون تـردیـد، هـمـه عـلوم انـسانى ـ که به نحوى با انسان و وابستگیهاى او در تماسند ـ به خـاطـر اشـتـراک در مـوضـوع (انـسـان و عوارض او) کم و بیش باهم در ارتباطند. متخصصان علوم سیاسى نیز معتقدند که سیاست ، ارتباط نزدیکى با علوم مختلف از جمله ، علوم طبیعى ، اجتماعى ، تاریخ ، جغرافیا، اقتصاد، اخلاق و ... دارد.
( مـتـفـکـّران سـیاسى اروپاى عهد باستان و سده هاى میانه ، اخلاق را پیش درآمد جدایى ناپذیر مـطـالعـات سـیـاسـى مـى دانـسـتـنـد. افلاطون ، سیاست را جزئى از اخلاقیات مى دانست . از نظر ارسـطو ـ که علم سیاست را ارباب علوم مى دانست ـ هدف دولت ، عملى کردن زندگى خوب است . در سـراسـر سـده هـاى میانه ، در اروپا، دین و الهیات بر مطالعه سیاست مسلط بود. پس از این دوره ، هـمـه مـتـفـکـران مـکـتـب ایـده آلیـسـتـى نـظـریـه جـدیـد، مـانـنـد روسـو، کـانـت و هـگـل ، دولت را نـهـادى اخـلاقـى مـى دانـسـتـنـد کـه از رشـد اخلاقى انسانها جدایی ناپذیر است. وامادرقرآن آسمانی ما خداوند مى خواهد، اخلاق نیکو همواره بر عالم سیاست و سیاستمداران ، حاکم باشد. از این رو، نخستین شرط شایستگى رهبران منصوب از طرف خویش را ( عصمت ) دانسته و با صراحت ، حکومت ستمگران را حرام می داند: :
( ... قالَ لایَنالُ عَهْدِى الظّالِمینَ)
خداوند فرمود: عهد من به ستمگران نمى رسد.
چـنـان کـه اهـداف عـالى حـکـومـت صـالحـان را گـسـتـرش فضایل اخلاقى و انهدام رذایل
دانسته ، مى فرماید:
( اَلَّذیـنَ اِنْ مَّکَّنـّاهـُمْ فـِى الْاَرضِ اَقـامـُوا الصَّلوةَ وَ اتـَوُاالزَّکـوةَ وَ اَمـَرُوا بـِاْلمـَعـْرُوفِ وَ نـَهـَوْا عَنِالْمُنْکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبَةُالْاُمُورِ)
همان کسان که اگر در زمین به آنان قدرت ببخشیم ، نماز برپا مى دارند و زکات مى دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى کنند که فرجام کارها از آن خداست .
نوع رابطه ی اخلاق وسیاست در حکومت های اسلامی بسیار حائز اهمیت است چون این دو مکمل یکدیگر می باشندو هیچ کدام به تنهایی قابل اجرا نمی باشند.اما نوع رابطه ی اخلاق وسیاست در بلوک غرب و کشور های کمونیستی کم رنگ بوده و بعضی مواقع ازهم منفک و جدا می باشد.یعنی یک سیاستمدارغربی در سیاست خود کمتر به مسایل اخلاقی توجه دارد. بمباران های شیمیایی قرون گذشته ساختن بمب های اتمی وهواپیماهای جاسوسی فوق مدرن وتجاوز به کشور های مظلوم جهان سوم و چپاول آنان تا بحال همگی نشان از خلق و خوی و زیاده خواهی غربی هادارد،ولی همه ی موارد فوق  در بعد سیاست کشور های غربی قابل قبول می باشد.اینجا اخلاق ،اخلاق انسانیت نیست بلکه اخلاق زیاده خواهی و فزون خواهی انسانی بوده است وهیچ گاه قابل قبول وتأمل نیست.           
اخلاق زمانی باسیاست هم خوانی دارد که درراستای گسترش فضایل درجامعه بکوشند. هم به این معنا که سیاست ریشه در خلق و خوی خوب داشته باشد.واگر اخلاق پسندیده باشد سیاست نیز به همان اندازه قابل تحسین است.اخلاق سرابی زلال برای رودخانه ی سیاست است و چون سیاست نشأت گرفته از اخلاق است بنابراین همچون آینه ی منعکس کننده ی امور اخلاقی می باشد.  
منابع اخلاق در اسلام ، قرآن ، منابع ديني و كتاب هاي ديگر چون نهج البلاقه است . در اسلام پشتوانه اصلي اخلاق ايمان به خداست . در حكومت اسلامي هم سياست و هم اخلاق از دين نشات مي گيرند و اصل هر دو يكي است و گفتار مشهود شهيد مدرس و تاكيد حضرت امام ( ره) نشان دهنده اين حقيقت است ، آنجا كه فرمود : « سياست ما عين ديانت ماست»        
پیغمبر خاتم(ص) هدف از رسالت خود را مکارم اخلاق ذکر کردند: «انما بعثت لا تمم مکارم الاخلاق». البته این دعوت، مستدل، متناسب با ظرفیت‌ها و قابلیت‌ها و با تکیه بر بسترسازی صورت می‌گیرد و رفتار اخلاقی در صورت «اختیاری بودن» معنا می‌یابد؛ اختیاری که از معرفت و ‌آگاهی از یک‌سو و ایمان و اعتقاد از سوی دیگر، انسانیت انسان را رشد می‌دهد. انسان کامل از دید قرآن، انسانی نیست که زندگی خوب را به این جهان محدود، منحصر کند و آن را به‌صورتی نامعتدل و بیمارگونه تنها در برخی جنبه‌های صرف مادی یا معنوی دنبال کند، بلکه انسانی است که توانسته بر نفس اماره‌اش غلبه کند و از جهاد اکبر سربلند بیرون آید؛ یعنی عقل بتواند آزادانه حکومت کند؛ البته عقلی که به مدد ایمان، منشأ عمل صالح به قصد قربت می‌گردد و نه عقل مادی‌اندیش و خدمتگزار هواهای نفسانی. مرحوم «علامه جعفری» دراین‌زمینه نکتة قابل‌توجهی را گوشزد کرده‌اند:
«این عقل جزئی تجربی، قلمروی دارد، به زور وادارش نکنید از آن قلمرو تجاوز کند؛ زیرا در نخستین مرحله، ریشه‌های خود را آتش زده و شعله‌ور خواهد ساخت و نیز باید بگوییم که عقل و خرد، غیر از عاقل و خردمند است؛ چون این‌طور نیست که هرکسی اگر سرمایه‌ای دارد می‌تواند از آن بهره‌برداری کند.»
نقش اخلاق در بعد سیاست:                           
نقش اخلاق در بعد سیاست راهها وریشه های مختلفی پیدا می کند که مهمترین این ریشه،ریشه زمامداری حاکمان ممالک و کشورهای اسلامی است.دین مبین اسلام مکرراً درباره ی خوش اخلاقی سفارش کرده است.بنابراین حاکمان کشور های اسلامی که با خلق و خوی پسندیده حکومت می کنند نوع سیاست آنها با کشور های بی بند و بار وچپاول گر فرق می کند .سیاست ناشی از اخلاق نیک می تواند شامل همه ی انسانها از هر نژاد ورنگ و بینش و...باشداما سیاستی که از اخلاق رذیله ناشی شود فقط توجه به ارکان همان بعد فردی خودش دارد.مثلادر بعضی از کشورها حمایت از ظالم مرسوم است وحاکمان این گونه کشور ها در فکر چنین کاری هستندوعلاوه بر آن ،عقاید خرافی ونابود کننده ای را به جامعه ی جهانی تزریق می کنند که باعث تغییر دیدگاه عموم مردم سطحی نگردر سطح جهان می شوند.در جنگهای متعددی که در کشور فلسطین اشغالی روی داده است همه ی جهان شاهد حمایت مستقیم و آشکار آمریکا از کشور اسرائیل هستندو اینکه همگان دریافتند که در برنامه ی سیاست آمریکا دفاع از مردم مظلوم فلسطین جای ندارد.
 نتیجه گیری:        
سیاست در اسلام بر پایه فضایل و مکارم اخلاق و ارزشهای اسلامی و انسانی استوار است. اغلب فیلسوفان جهان اسلام نیز بر پیوند اخلاق و سیاست تأکید داشته اند و عنوان می نمودند که دین اسلام مشتمل بر اصول اخلاقی است که به منظور رشد انسانیت می باشد و روشن است که در اسلام ، اخلاق متکی به خدای یکتا و دین و در ارتباط نزدیکی با آنها مطرح گردیده است. در واقع حکومت و سیاست در اسلام، حاملان اخلاق و متعهد به آن هستند.
 سیاستی که دین اسلام تدوین کرده است سیاستی عام ، یگانه ،جامع ودر عین حال قابل فهم وباکارایی غیرقابل توصیف وبسیاربالا وارزشمند است. یعنی منبع سیاست موازین با اخلاق، قرآن است وهرکس می تواند در سطح خویش ازآن برچیند یا به اصطلاح بهره مندگردد. وهمچنین در برنامه ی آن برای همه عصار وقرون برنامه ی سیاسی موازین با مبانی اخلاقی تدوین شده است. بعلاوه بهره گیری ازفرمایشات وسیره عملی حضرت ختمی مرتبت پیامبر عظیم الشُان السلام حضرت محمّد مصطفی(ص) وائمه هدی سلام الله علیهم اجمعین که میتواند الگوی نظری وعملی جامعه درهمه اعصار و قرون بشمار آید. بی انصافی محض است که سیاست های بدنام جهان را با سیاست همراه با اخلاق دین مبین اسلام حتی در یک ردیف قرار دهیم.در بسیاری از کشور های جهان سیاست برای کسب قدرت و استعمار تعریف شده است در حالی که در سیاست دین اسلام هدف خدمت و همکاری به خلق خدا و آشنایی با کمالات وارزش های انسانی است.
با نگاهی کلی به مسائل در می یابیم که هر فردی(علی الخصوص یک فرد مسلمان) باید سیاست را تابعی از اخلاق کند وهیچ گاه برای پیش بردن کارهای سهل و سخت خویش اخلاق را زیر پا نگذارد و به عنوان یک مسلمان نظریه ی اصالت اخلاق وتبعیت سیاست از اخلاق را در عمل به کار برد.
چراکه خداوند رحیم درقرآن کریم می فرماید:
"به بندگانم بگو سخنی بگویند که بهترین باشد . چراکه شیطان بوسیله سخن ناموزون میان آنها فتنه وفساد می کشد . همیشه شیطان دشمن آشکاری است".(اسراء ، آیه 57)
ویا درفرازی دیگرخداوندخطاب به حضرت موسی وهارون می فرماید :
دربرخورد بافرعون که پیشوای کفر والحاد است به نرمی سخن بگوید" به سوی فرعون بروید که طغیان کرده است وبا نرمی با اوسخن بگوید شاید متذکر شود ویا ازخدا بترسد " (طه ، آیات 44 و 43)
دراینصورت است که درجامعه آرامشی ایجاد خواهد شد ومردم نیز با امید واری وحسن تظر به فعالیت کارگزاران می نگرند .
وبنا به فرمایش امام مومنان امام علی ابن ابیطالب:
"کسی بر نیکی تو مطمئن شد،برحکومتت علاقه مند گردد." (غررالحکم، جلد 2، ص170 )


اهمیت اخلاق در رابطه با سیاست
رهگیری نامه های اداری
دفاتر پیشخوان
ساترا
تسما

آمار سایت

امروز4253
مجموع40134582

تمامی حقـوق این سـایت متعلق به استانداری مازندران می باشد .
طراحی ، اجرا و پشتیبانی: مازندنت ساری